از باغ های هنرمندان چه چیزی می توانیم یاد بگیریم؟



اولیویا لینگ در کتاب جدید خود، باغی در برابر زمان، می نویسد: «من گاهی رویایی می بینم. خواب می بینم که در خانه ای هستم و دری را کشف می کنم که نمی دانستم آنجاست. به باغی غیرمنتظره باز می‌شود، و برای لحظه‌ای بی‌وزنی می‌بینم که در قلمرو جدیدی زندگی می‌کنم، مملو از پتانسیل… چه چیزی ممکن است در اینجا رشد کند، چه گل رز کمیابی پیدا کنم؟»

این کتاب زیبایی است که باغ را به عنوان یک مکان سیاسی – از انزوای مقدس و گاهی خودخواهانه در جهانی نابرابر – و همچنین به عنوان مکانی برای شفا، امید، خلاقیت و تجدید بررسی می کند. لینگ با تلفیق زندگی‌نامه با هنر، به قدرت بازسازی باغ‌ها در مواقع پریشانی و طاعون نگاه می‌کند، از کاشت باغ‌های خود در طول همه‌گیری تا کلبه چشم‌انداز درک ژرمن در Dungeness، جایی که او پس از تشخیص اچ‌آی‌وی خود ساکن شد و مجسمه‌سازی را با سنتولینا در حال رشد در هم آمیخت.

خواندن این مطلب در آغاز بهار، زمانی که گیاهان از پیله‌های زمستانی خود می‌ترکند، من را به یاد هنرمندانی انداخت که به دنبال باغ‌ها بودند: به‌عنوان پناهگاه، مکانی برای نمایش آثارشان، یا، همانطور که لینگ می‌نویسد، برای «محو کردن باغ‌ها». مرز بین زراعی و وحشی». من عاشق بازدید از باغ های هنرمندان هستم. این راهی برای دیدن کار آنها از نو است و می تواند بینشی تازه از شخصیت آنها به عنوان باغبان و هنرمند ارائه دهد.

باغ تاروت نیکی دو سنت فاله در جنوب توسکانی مورد علاقه من باقی مانده است. سنت فاله 25 ساله بود که در سال 1955 اعلام کرد که روزی باغ مجسمه‌سازی خواهد ساخت. او از پارک گوئل آنتونی گائودی در بارسلون دیدن کرده بود، در حالی که در بیمارستان روانی به هنر روی آورده بود. بیست سال بعد، او دوباره در بیمارستان بستری شد، این بار به دلیل آبسه ریه. او که مجبور شد به محیطی با هوای پاک تر نقل مکان کند، در توسکانی ساکن شد، جایی که پس از واگذاری یک قطعه زمین، کار بر روی “باغ شادی” خود را آغاز کرد.

در theguardian.com بیشتر بخوانید

تاریخ انتشار:

منبع